برگزاری آزمون استخدامی بانک تجارت

[ad_1]

آزمون استخدامی با هدف تامین نیروی انسانی برای ارائه خدمات بهینه بانکی و تکمیل کادر اجرایی شعب این بانک در سمت متصدی امور بانکی (مسئول دریافت و پرداخت-تحویلدار) با همکاری سازمان سنجش آموزش کشور در ۱۶ استان برگزار شد.

به گزارش سرویس بازار ایسنا، دراین آزمون ۴۵هزار و ۶۳۶ نفر داوطلب (۲۷ هزار و ۵۷۰ نفر خانم و۱۸هزار و ۶۶ نفر آقا) دارای مدرک لیسانس در رشته‌های حسابداری، علوم اقتصادی، مدیریت، بانکداری و امور بانکی، مهندسی کامپیوتر، مهندسی صنایع، آمار و ریاضی شرکت کردند.

همچنین همزمان آزمون استخدامی جذب نیرو برای بخش انتظامات بانک تجارت نیز، با حضور ۵۱۶۹ داوطلب دارای مدارک دیپلم و فوق دیپلم  در رشته‌های مختلف از طریق شرکت خدمات تجارت برگزار شد. 

برگزاری این آزمون در استان‌های آذربایجان‌غربی، اصفهان، البرز، بوشهر، تهران، خراسان‌جنوبی، خراسان‌رضوی، خراسان‌شمالی، خوزستان، فارس، قزوین، کرمان، کرمانشاه، مرکزی،هرمزگان و همدان بود.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

شش سال جنگ؛ دولت سوریه واقعا کجا ایستاده؟

[ad_1]

بیش از شش سال از جنگ ویرانگر سوریه می‌گذرد و هیچکس به طور قطع نمی‌داند آینده این بحران پیچیده که چندین کشور و بیش از هزار گروه شبه‌نظامی با دسته بندی‌های مختلف، در آن غوطه‌ور شده‌اند، به کجا ختم می‌شود؛ با این اوصاف اما تقریبا همه یک چیز را خوب می‌دانند و آن اینکه “سوریه دیگر سوریه پیش از 2011 نخواهد شد.”

به گزارش ایسنا، با تمام پیچیدگی‌های بحران سوریه و تنیده شدن جنگ و خشونت در تاروپود جامعه این کشور، در یک سال گذشته تحولات سوریه به سمتی رفته که امیدها برای توقف جنگ و نه پایان آن بیشتر شده است؛ مرحله‌ای که البته ایده‌آل مردم نیست و از بوی باروت خون که بگذریم، بیش از هر چیزی بوی تجزیه از آن به مشام می‌رسد.

با وجود فاکتورهای تاثیرگذار متعدد در عرصه جنگ سوریه که البته هر روز تغییر می‌کنند، باید گفت وضعیت طرف‌های درگیر و نیز نقشه توزیع مناطق و منابع کشور که میان آنها تقسیم شده است، تا حدود زیادی می‌تواند آینده جنگ در این کشور را تفسیر کند، به ویژه آنکه اوضاع میدانی در مناطق درگیر عملا به جایی رسیده است که دیگر پیشروی‌های گسترده نظامی برای هیچ یک از طرف‌های درگیر ممکن نیست و یا به سختی قابل تحقق است. امضای توافقنامه “مناطق کاهش تنش” میان سه کشور تاثیرگذار بر معادلات سوریه یعنی روسیه، ایران و ترکیه شاید بهترین دلیلی است که سکون و بن‌بست راهکار نظامی در سوریه را بازگو می‌کند. اکنون بعد از 6 سال جنگ تقریبا همه به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه جنگ در سوریه دیگر ممکن نیست و با شرایط کنونی عملا 60 سال دیگر نیز نتیجه نخواهد داد.

اکنون و بعد از 6 سال جنگ تقریبا همه به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه جنگ در سوریه دیگر ممکن نیست و با شرایط کنونی عملا 60 سال دیگر نیز به نتیجه نمی‌رسد.

برای روشن شدن این موضوع که آینده جنگ در سوریه چه خواهد شد و اصولا آیا می‌توان پایانی برای آن متصور شد یا خیر باید به نقشه درگیری‌ها در این کشور نگاهی بیندازیم؛ کشوری که اکنون میان چهار جریان متخاصم اصلی که هر کدام از آنها خود از چندین گروه تشکیل شده و از سوی چند کشور خارجی حمایت می‌شوند،‌ تقسیم شده است.

گروه‌های تاثیرگذار در کارزار سوریه را به طور عمده می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد؛ دولت سوریه،‌ کردها، مخالفان مسلح و داعش که هر یک مناطقی از خاک این کشور را در اختیار دارند و به جز داعش که همه گروه‌ها علیه آن بسیج شده‌اند و در حال از دست دادن مناطق تحت تصرف خود است، به نظر می‌رسد هرگونه تغییر در مناطق تحت نفوذ دیگر گروه‌ها ممکن نیست و یا در مقیاس‌های بسیار جزئی اتفاق می‌افتد.

قرمز: دولت سوریه   زرد: کردها   سبز: مخالفان مسلح   سیاه: داعش   بنفش: نیروهای ترکیه   آبی: جولان اشغالی  (توضیح: مناطق تحت کنترل داعش در عراق هم در نقشه آمده است)

در این سلسله گزارش ما تلاش داریم به شکل جداگانه به بررسی جایگاه و شرایط هر یک از این چهار جریان بپردازیم و از این طریق دیدگاهی کلی درباره اوضاع سوریه و آینده آن به دست آوری و برای شروع به سراغ دولت سوریه به عنوان حاکم قانونی کشور و تقریبا قوی‌ترین طرف در منازعات داخلی می‌رویم.

دولت سوریه و جایگاه آن در معادلات این کشور

دولت و ارتش سوریه اکنون بر مهمترین و استراتژیک‌ترین بخش سوریه که همان پایتخت، شهر حلب و مناطق ساحلی غرب این کشور است، سیطره دارند و همین موضوع آنها را در موضع قدرتمندتری درمقایسه با دیگر گروه‌ها قرار داده است، البته به این موضع استراتژیک باید امکان بهره‌مندی قانونی دولت از کمک‌های نظامی و مالی خارجی به عنوان حاکم شرعی کشور را نیز اضافه کنیم که به دولت سوریه توان مانور بیشتری به ویژه در مقایسه با داعش داده است.

با این وجود باید گفت اکنون از مجموع 14 استان سوریه، دولت تنها بر دو استان کوچک اما مهم لاذقیه و طرطوس در غرب این کشور به طور کامل سیطره دارد و البته در کنار آن بخش‌هایی از 10 استان دیگر از جمله دمشق پایتخت نیز با نسبت‌های مختلف در اختیار ارتش سوریه است. استان ادلب در شمال غرب سوریه نیز به طور کامل از کنترل دولت خارج است و شورشیان سوری بر آن سیطره دارند و رقه نیز در اشغال داعش است.

از مجموع 14 استان سوریه، دولت تنها بر دو استان کوچک اما مهم لاذقیه و طرطوس به طور کامل سیطره دارد گرچه در کنار آن بخش‌هایی از 10 استان دیگر نیز با نسبت‌های مختلف در اختیار ارتش سوریه است.

از این میان در برخی استان‌ها مانند حسکه، دیرالزور و قنیطره دولت سوریه تنها مساحت‌های کوچکی را در اختیار دارد و برخی دیگر مانند “استان دمشق” (از استان ریف دمشق جداست) تقریبا تا 90 درصد تحت کنترل نیروهای سوری است. این بخش از سوریه را که بیشترین منابع و جمعیت را در خود جای داده در اصطلاحات سیاسی-نظامی جدید “سوریه مفید” می‌گویند و گرچه مسئولان سوری بر آزادسازی تمام خاک سوریه تاکید دارند اما به نظر می‌رسید این مساله دست‌کم با شرایط کنونی محقق نخواهد شد و ارتش سوریه نیز در واقع بیشتر توان خود را صرف نگاه داشتن همین سوریه مفید می‌کند گرچه نیم‌نگاهی به آزادسازی دیگر مناطق نیز دارد.

آزادسازی تمام خاک سوریه آنگونه که مسئولان دمشق می‌گوییم نیازمند نیروی نظامی به مراتب قوی‌تر از ارتش کنونی بشار اسد است و در مقابل باید حمایت‌های خارجی از شورشیان سوری نیز برداشته شود، در سال‌های اخیر مهمترین پیروزی نظامی ارتش سوریه در مقابل شورشیان کنترل بر شهر حلب به عنوان بزرگ‌ترین شهر این کشور بود که با حمایت گسترده روسیه و شبه‌نظامیان هم‌پیمان دولت دمشق محقق شد و البته باعث افزایش بی‌سابقه فشارهای غرب و هم‌پیمانان منطقه‌ای آنها بر روسیه نیز شد. همین فشارها که تاکنون نیز ادامه داشته باعث شده که روسیه در حمایت نظامی گسترده از دولت دمشق در رویارویی با شورشیان در مناطق دیگری چون ادلب تردید کند. نبود حمایت روسیه به ویژه پشتیبانی هوایی عملا به این معناست که پیشروی چشمگیر یا تحت کنترل درآوردن مناطق بیشتر همانند آنچه که در حلب روی داد عملا برای دولت میسر نخواهد بود به ویژه آنکه حمایت‌ها از شورشیان خصوصا در جنوب این کشور به شدت افزایش یافته و تهدیدی مستقیم برای شهر درعا ایجاد کرده‌ است.

همانطور که گفته شد از بزرگترین نشانه‌ها برای اینکه وضعیت جنگ در سوریه و تقسیم بندی مناطق میان گروه‌های درگیر به نوعی به سکون و ثبات رسیده، امضای توافقنامه ایجاد “مناطق کاهش تنش” میان روسیه، ایران و ترکیه بود که نشان می‌دهد تقریبا همه از برتری نظامی به عنوان راهکار پایان جنگ ناامید شده‌اند البته ناگفته نماند که پیشروی‌های محدود برای ارتش همانند آنچه که در هفته‌های اخیر در جنوب ادلب یا شرق استان سویدا شاهد بودیم، ممکن است، هرچند این احتمال را برای شورشیان سوری نیز نمی‌توان منتفی دانست.

امضای توافقنامه ایجاد “مناطق کاهش تنش” توسط روسیه، ایران و ترکیه نشان می‌دهد که همه از برتری نظامی به عنوان راهکار پایان جنگ ناامید شده‌اند.

درواقع تنها راهی که اکنون در مقابل ارتش سوریه برای پیشروی و به دست آوردن سرزمین‌های بیشتر وجود دارد، پیش‌روی در سرزمین‌های تحت تصرف داعش است که عمدتا بر مناطق بیابانی شرق و البته شهر استراتژیک رقه سیطره دارد و برای همان نیز باید با شورشیان سوری و کردها به رقابت بپردازد که به ترتیب در مناطق جنوبی و شمالی سوریه در حال گسترش سریع قلمرو خود و تصرف مناطق تحت نفوذ داعش هستند.

اگر بخواهیم خطوط تماس نیروهای دولتی با سه گروه دیگر و یا به عبارتی کانون‌های فعال درگیری را مشخص کنیم باید آن را به چهار بخش کلی تقسیم کنیم؛ نیمه شمالی سوریه، نیمه جنوبی، مناطق محاط یا تحت محاصره و مناطق محیط یا محاصره کننده که گزینه آخر عمدتا در حاشیه شهرهای بزرگ و پرجمعیت به چشم می‌خورد.

نیمه شمالی سوریه

بزرگ‌ترین و فعال‌ترین کانون درگیری در سوریه از حیث تعداد گروه‌های درگیر و وسعت جبهه‌های نبرد، مناطق واقع در نیمه شمالی سوریه است که از شمال شرق تا شمال غرب امتداد دارد. در این منطقه علاوه بر دولت و ارتش سوریه، شورشیان سوری با تمام جریان‌ها (عمدتا در ادلب و شمال و غرب حلب)، ارتش ترکیه و روسیه(در شمال شرق حلب)، کردها(سراسر نوار شمالی سوریه و اطرف رقه) و داعش (در رقه و مناطق میانی و شرقی) حضور فعال دارند.

خطوط تماس ارتش سوریه(قرمز) با دیگر طرف‌های حاضر در نیمه شمالی

در استان ادلب که به طور کامل در اختیار شورشیان سوری متشکل از جریان‌های افراط‌گرا مانند النصره و نیروهای لیبرال‌تر همچون ارتش آزاد قرار دارد، با وجود اینکه یکی از مناطق کاهش تنش اعلام شده است، درگیری همچنان پابرجاست. حمله شیمیایی خان شیخون که دست آویزی برای حمله موشکی آمریکا به سوریه شد در همین منطقه رخ داد. پیشروی‌های چند صد متری و متعاقب آن عقب‌نشینی‌های سریع که جز ویرانی و کشته شدن تعداد بیشتری از انسان‌ها عملا نتیجه دیگری ندارد، از خصوصیات این جبهه است. 

جبهه ادلب به دلیل شمار بالای شبه‌نظامیان مسلح و تراکم جمعیت و البته استراتژیک بودن منطقه برای هردو طرف درگیر، همواره شاهد درگیری‌های خونین بوده است. ارتش سوریه برای پاکسازی مناطق شمال غربی و تامین امنیت استان‌های ساحلی نیازمند تحکیم سیطره خود بر این منطقه است و شورشیان سوری نیز آن را دروازه‌ای برای ورود به ساحل سوریه می‌دانند که خاستگاه اصلی حامیان دولت اسد است.

استان ادلب و بخش‌هایی از حلب بزرگترین منطقه تحت کنترل شورشیان

شمال و شمال شرق حلب نیز از دیگر کانون‌های فعال در جبهه شمال و شمال شرق سوریه محسوب می‌شود. در این منطقه ارتش سوریه علاوه بر شورشیان سوری با شورشیان تحت حمایت ترکیه و ارتش ترکیه به شکل مستقیم نیز مواجه است که البته در هفته‌های اخیر از شدت درگیری‌ها در این منطقه کاسته شده است. در زمان پیشروی‌های ارتش ترکیه و بیرون راندن داعش از شهر الباب کار تا درگیری مستقیم ارتش سوریه و ترکیه بالا گرفت که با وساطت روسیه درگیری‌ها متوقف شد اما دو طرف همچنان صف کشی کرده و آماده نبردند.

در همین مناطق کردها نیز حضوری فعال دارند که البته در باب روابط آنها با دولت دمشق اگر نگوییم همپیمان هستند دست کم همکاری بسیار بالایی دارند و عملا هر دو از این همکاری علیه دشمنان مشترکشان یعنی داعش و ترکیه سود می‌برند.

توسی: ارتش ترکیه / شهر الباب حدفاصل ارتش‌های ترکیه و سوریه/ نارنجی نیروهای روسی و آمریکایی ناظر بر آتش‌بس

کردها اما با ارتش ترکیه که مناطق وسیعی از شمال سوریه را اشغال کرده به هیچ وجه رابطه خوبی ندارند و تاکنون چند بار کار آنها به درگیری‌های خونین کشیده و همین امر موجب شده پای نظامیان روسیه و آمریکا نیز به منطقه باز شود و عملا منطقه حائلی میان کردها و ارتش ترکیه ایجاد کنند.

کانون فعال دیگر در نیمه شمالی سوریه که ارتش این کشور در ماه‌های اخیر پیشروی‌های خوبی نیز در آن داشته، نقاط تماس با داعش در شرق حلب است. در این مناطق که بیش از پنج سال است دولت کنترل خود را بر آن از دست داده و دست به دست میان شورشیان سوری چرخیده، ارتش سوریه پیشروی‌های خوبی داشته است. اکنون نیروهای سوری تا کرانه غربی رود فرات پیش رفته‌اند و به تدریج در حال بسط سیطره خود بر مناطق جنوبی تر نیز هستند. همان طور که گفته شد پیشروی در مناطق تحت کنترل داعش بهترین و در واقع تنها راه برای ارتش سوریه است تا سرزمین‌های بیشتری را به کنترل خود درآورد و تاکنون نیز در نیل به این هدف چه در شرق حلب و چه در روزهای اخیر در مناطق صحرایی شرق حمص موفق بوده است.

شرق حلب و مناطقی که ارتش سوریه در کمتر از یک ماه به تصرف خود درآورد

کنترل بر فرودگاه‌های نظامی الجراح و ایستگاه تصفیه و پمپاژ آب الخفسه که وظیفه تامین بخشی از آب شرب شهر دو میلیون نفری حلب و مناطق اطراف آن را دارد از دستاوردهای مهم ارتش سوریه در پیشروی در این جبهه است که با تضعیف داعش و مشغول شدن به درگیری آن با کردها در رقه روند پیشروی نیز تندتر شده است.

در هفته گذشته ارتش سوریه جبهه بزرگتر و موثرتری نیز علیه داعش در مناطق بیابانی جنوب شهر باستانی پالمیرا، شرق حمص و مناطقی در شرق سویدا گشوده است که با وجود برخی تحرکات آمریکا علیه نیروهای دولتی باز شاهد پیشرفت چشمگیری بوده است.

ابتدا باید بدانیم که مناطق شرقی سوریه که اصطلاحا از آن به بادیه یاد می‌شود با مناطق صحرایی عراق و اردن منطقه وسیعی را تشکیل می‌دهند که به دلیل شرایط آب و هوایی تعداد شهرها و مناطق قابل سکونت در آن بسیار کم است و همین مسئله باعث شده چه در عراق و چه در سوریه تحت کنترل داعش باشد. البته این کنترل بیشتر در حد ناامن کردن است چون اصولا هیچ نیرویی در این مناطق جز در پایگاه‌ها یا معدود مکان‌های قابل سکونت یافت نمی‌شود.

در همین مناطق به ویژه در مرز با اردن و گذرگاه مرزی التنف سوریه، مخالفان سوری نیز حضور پررنگ دارند که همراه آنها نیروهایی از ائتلاف تحت امر آمریکا نیز در منطقه مستقر هستند. نیروهای غربی که به آسانی داخل مرزهای اردن، عراق و سوریه تردد می‌کنند به مخالفان سوری در داخل سوریه کمک اطلاعاتی می‌دهند و هدایت و هماهنگ کردن حملات ائتلاف در مناطق بادیه سوریه نیز بر عهده همین نیروهاست.

پیشروی‌های یک هفته گذشته ارتش در مناطق بیابانی تحت کنترل داعش در مرکز سوریه

در همین بخش و در پی پیشروی ارتش سوریه به سمت مناطق تحت کنترل شورشیان سوری یک کاروان بزرگ از تجهیزات و خودروهای زرهی ارتش سوریه هدف حمله هوایی آمریکا قرار گرفت. البته آمریکایی‌ها ابتدا با شلیک چند گلوله هشدار، نیروهای ارتش سوریه را از تصمیم خود برای انهدام کاروان آگاه کردند و سپس این تجهیزات را منهدم کردند.

پنتاگون بعد اعلام کرد که حرکت این نیروها به سمت مناطق تحت کنترل مخالفان سوری در مرز با عراق جان نظامیان غربی که در این مناطق مستقر هستند و به شورشیان سوری کمک می‌کنند را نیز به خطر می‌انداخت و همین امر باعث حمله با کاروان ارتش سوریه شده است. این اقدامات باعث شده که در روزهای اخیر ارتش سوریه تمرکز خود را بیشتر بر مناطق تحت کنترل داعش بگذارد و در همین جبهه نیز پیشروی خوبی داشته است.

در بخش نخست این گزارش سعی شد تا حد امکان ابتدا شرایط کلی جنگ در سوریه و وضعیت گروه‌های درگیر شرح داده شود و سپس به توضیح جایگاه ارتش سوریه در نقشه درگیری‌های این کشور با تمرکز بر کانون‌های درگیری نیمه شمالی بپردازیم که البته تحرکات ارتش سوریه در مناطق بیابانی چه در نیمه شمالی، چه مناطق میانی و چه عرض‌های جنوبی‌تر را در آن گنجاندیم. در بخش دوم گزارش به توضیح سه جبهه دیگر که ارتش سوریه با آن مواجه است یعنی جبهه جنوبی، مناطق محاط و مناطق محیط خواهیم پرداخت و سپس به سراغ دیگر گروه‌های حاضر در کارزار سوریه یعنی کردها، مخالفان سوری و داعش می‌رویم.

خبرنگار ایسنا: آرش محمدیان

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

نیویورک تایمز: ترامپ با آرزوی صلح اما بدون طرحی برای صلح از خاورمیانه رفت

[ad_1]

نشریه “نیویورک تایمز” آمریکا در گزارشی نوشت: اگرچه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور اسرائیل را با امید به صلح در خاورمیانه ترک کرد اما در عمل نشان داد که طرحی برای این صلح ندارد.

به گزارش ایسنا، نشریه نیویورک تایمز نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بعد از یک سفر ۲۸ ساعته به اراضی اشغالی در کرانه باختری بعد از دیدار با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی متقاعد شد که شرکایی برای صلح دارد.

نیویورک تایمز تاکید کرد که ترامپ یک مساله را فاش نکرده و آن این است که در عمل چه کاری برای صلح انجام شده است؛ چون او فشار علنی کمی بر این دو رهبر وارد کرد و هیچ صحبتی درباره مساله مرزها، شهرک‌سازی‌ها،‌ تحریک به تروریسم و یا سابقه سکونت مردم در این اراضی نکرد.

نیویورک تایمز نوشت: او در عین حال چیزی درباره انتقال سفارت آمریکا به قدس و یا به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت “اسرائیل” نگفت و در عین حال فرایندی برای گام‌های بعدی مطرح نکرد.

به نوشته نیویورک تایمز مشاوران ترامپ معتقدند که برخلاف روش جان کری، وزیر امور خارجه سابق آمریکا در اعمال فشار و دیکته کردن، در دولت ترامپ ابهام باعث می‌شود که او فضا برای مانور داشته باشد.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

چرا اقدامات ترامپ در خاورمیانه، اشتباهی وحشتناک است

[ad_1]

“زیر آفتاب خاورمیانه هیچ چیزی جدید نیست؛ جایی که تقریبا هر چیزی که با تمدن ارتباطی داشته در گام اول در آن جا شکل گرفته است: نوشتن، شهرها، کشاورزی، ستاره‌شناسی و کتابخانه‌ها. بنابراین برای هرکسی که از تاریخ خاورمیانه خبر دارد، خبرها درباره برنامه آمریکا برای ایجاد “یک ناتوی عربی” شبیه دژاوو است.”

به گزارش ایسنا، روزنامه گاردین در گزارشی درباره تلاش واشنگتن برای ایجاد یک ائتلاف نظامی میان کشورهای عربی نوشته است: «در دهه ۱۹۵۰ در دوران اوج جنگ سرد، آمریکا با تلاش برای ایجاد “سازمان پیمان مرکزی” درگیر ایجاد ائتلافی مشابه بود اما این ائتلاف جدای از اینکه قرار بود کشورهای منطقه را علیه اتحاد جماهیر شوروی متحد کند تلاشی برای مقابله با مصر جمال عبدالناصر نیز بود.

براساس گزارشی، ائتلافی که دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا از آن سخن می‌گوید بیش از آن که انحادی از کشورهای عربی باشد، “اتحاد کشورهای سنی مذهب” برای مقابله با ایران خواهد بود.

چنین برنامه‌ای همواره در گوش پادشاهان سنی کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس نجوا شده تا تولیدکنندگان سلاح بتوانند صدها میلیارد دلار سیستم‌های پیشرفته تسلیحاتی به آن‌ها بفروشند با وجود آنکه عدم توانایی آن‌ها در استفاده موثر از تسلیحاتی که هم‌اکنون هم دارند، بر همه روشن است. از آن سو این نوا از سوی اسرائیل، که بیش از هر چیزی به دنبال عدم توجه جهان عرب و جهانیان به شناعت‌ها و ظلم‌هایی است که علیه مردم فلسطین انجام می‌دهد، تکرار می‌شود و هر روز تلاش می‌شود تا به ترس‌ها از ایران افزوده شود.

اگر تفاوت‌های بسیار بزرگ میان قدرت و سلطه اتحاد جماهیر شوروی درخاورمیانه در دوران جنگ سرد را با ایران امروزی کنار بگذاریم، برنامه حیله‌گرانه آمریکا هنوز هم فاقد چندین عنصر مهم است.

یکی از این عناصر این است که برخلاف “حاکمان” مستبد رژیم‌های اکثر کشورهای عرب خلیج‌فارس بسیاری در شرق، جهان عرب از جمله بسیاری در عراق، لبنان، بحرین، یمن، سوریه، کویت و حتی عربستان سعودی سنی نیستند.  

“ائتلاف کشورهای متحد سنی” برای ده‌ها میلیون مردمی که در این کشورها سنی نیستند چه معنی خواهد داد؟ به همین اندازه حائز اهمیت است که در غرب جهان عرب از مصر تا مراکش که جمعیت شیعه اندکی دارند، ایران نگرانی دست چندم محسوب می‌شود.

علاوه بر این، چگونه حمایت آمریکا از طرفی که اخیرا یک جنگ مذهبی و نژادی را به صورت جعلی به راه انداخته، در حوزه تامین منافع ملی آن تعریف می‌شود؟ آمریکا از حمایت جنگ غیرقابل پیروزی عربستان و امارات علیه یمن به عنوان فقیرترین کشور جهان عرب چه چیزی کسب می‌کند؟ آیا آمریکا واقعا به دنبال افزایش دشمنان در خاورمیانه است؟  آیا واشنگتن باید از موضع عربستان سعودی و اسرائیل مبنی بر اینکه دشمنی ایران با آمریکا رام‌نشدنی و پایان‌ناپذیر است، پیروی کند؟

درست است که ایران پیش از انقلاب سال ۱۹۷۹ روابط فرهنگی و اجتماعی قدرتمندی با کشورهای منطقه داشت اما شاه ایران نیز در آن دوران از کشورهایی چون عمان در جریان شورش‌های دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ و هم‌چنین جنگ داخلی یمن در همان دوران در شبه‌جزیره عربستان حمایت می‌کرد.

از سال ۱۹۷۹ و انقلاب ایران، چنین درگیری‌هایی با گسترش نفوذ جمهوری اسلامی و هم‌چنین اقدامات متقابلانه به رهبری عربستان سعودی از جمله عدم سازگاری قومی و مذهبی که در نهایت احتمالا به شکل‌گیری تروریسم افراطی منجر شد، تشدید شد.

در حالی که مسئله تروریسم افراطی مشکل آمریکا و بسیاری از کشورهای منطقه است، در آمریکا مردم مخاطب سخنان بی‌پایانی درباره خطر فرقه‌گرایی شیعی از سوی جمهوری اسلامی ایران هستند.

این در حالی است که سکوتی عجیب در قبال مخاطرات تعصب فرقه‌گرایانه سنی‌ها وجود دارد که شیعیان را کفار، مشرکین و رافضی‌ می‌دانند و معتقدند باید تا کشتن آن‌ها با آن‌ها بجنگند.

احتمالا پس از آن‌که ترامپ ائتلافش موسوم به “ناتوی عرب” را راه‌اندازی کرد، افرادی که با این منطقه آشنا هستند و ماهیت واقعی درگیری‌های آن را می‌شناسند باید با او واقعیت‌های ناراحت‌کننده‌ای را در میان بگذارند که میزبانان او در دو مقصد ابتدایی‌اش از او پنهان کرده‌اند.

و اگر رییس‌جمهور آمریکا بیش از حد مست دشمنی با ایران و میلیاردها دلاری باشد که از فروش تسلیحات عایدش شده، احتمالا مردم آمریکا و نمایندگان منتخب آن‌ها باید پیش از آن‌که آمریکا وارد جنگ دیگری در آسیا شود، به این واقعیات توجه کنند.»

انتهای پیام         

[ad_2]

لینک منبع

صف‌آرایی نیروهای غربی در منطقه التنف و التهاب در مرزهای عراق و سوریه

[ad_1]

به رغم خط قرمزی که آمریکا برای ارتش سوریه و نیروهای هم‌پیمانش در خصوص پیشروی به سمت منطقه التنف گذاشته و حتی اخیرا کاروان نظامی نیروهای هم‌پیمان ارتش سوریه را در اطراف دیرالزور هدف گرفت اما ارتش سوریه از پیشروی دست برنداشته و در حومه شرقی السویداء در مرز با اردن به پیشروی‌هایی رسیده است با این اوصاف این رویدادها حکایت از تابستانی داغ در این منطقه دارد.

به گزارش ایسنا، منطقه التنف شامل پایگاه التنف در خاک سوریه در مرزهای سوریه و عراق نیز است که مقابل آن گذرگاه الولید از سمت خاک عراق قرار دارد. مدت‌هاست مخالفان سوریه بر پایگاه التنف در جاده دمشق – بغداد تسلط دارند در عین حال داعش قدرت مانور زیادی در گذرگاه الولید دارد. از آن طرف نیروهای حشد شعبی عراق با حمایت ارتش در منطقه صحرایی نزدیک مرزها به سمت گذرگاه الولید در حال حرکت هستند و تصور می‌شود هدف از این عملیات بنا به ادعای غربی‌ها ارتباط دادن سوریه و عراق از طریق صحرا به یکدیگر و با تسلط بر دو گذرگاه التنف و الولید باشد. از این رو نیروهای آمریکایی به مخالفان سوریه کمک کردند تا پایگاه التنف را از دست داعش آزاد کرده و از طریق پایگاه التنف عملیات خود به سمت البوکمال سوریه را با پشتیبانی آنها آغاز کنند.

اما به رغم این کارشکنی‌های غربی ارتش سوریه بعد از درگیری‌های شدید با “ارتش عشایر” وابسته به اردن و آمریکا توانست کنترل “سد الزلف” در حومه استان سویداء را در دست گرفته و به پیشروی خود در حومه شرقی این استان در مرز با اردن ادامه بدهد و به صحرای ریف دمشق برسد.

ارتش سوریه همچنین کنترل مناطق “ظهره أم السلاسل” و “العیثه” را در دست گرفت تا دامنه مناطق تحت کنترل خود در صحرای السویداء را افزایش دهد.

یگان‌های ارتش سوریه در جنوب ایست امنیتی “ظاظا” نیز پیشروی کرده و کنترل مرکز پژوهش‌های علمی را در دست گرفتند.

در این راستا منابع میدانی به روزنامه القدس العربی فاش کردند، حالت آماده باش امنیتی در اردوگاه الرکبان در نزدیکی گذرگاه مرزی التنف برای حمله احتمالی نیروهای ارتش و نیروهای هم‌پیمان آن و نیروهای حشد شعبی عراق به این منطقه وجود دارد. اخبار حاکی از پیشروی آنها به سمت التنف است.

مناطق نزدیک به منطقه التنف از ۱۴ ماه مه تاکنون شاهد درگیری‌های شدیدی بین نیروهای داعش و نیروهای “مغاویر الثوره”‌ (کماندوهای انقلاب) وابسته به مخالفان سوری با حمایت نیروهای زمینی آمریکایی در صحرای “حمیمه” در رقابت با نیروهای ارتش سوریه و حمایت نیروهای حشد شعبی عراق برای تسلط بر منطقه التنف بوده‌اند.

ابو الفداء الکمالی، یکی از فرماندهان “مغاویر الثوره” گفت: این نیروهای تحت حمایت آمریکا با داعش هم درگیر هستند. نیروهای ما در منطقه التنف به سمت شهر البوکمال در مرزهای سوریه و عراق در منطقه القائم در غرب الانبار در حال پیشروی هستند.

وی افزود: تحرکات داعش و حشد شعبی به سمت منطقه التنف عامل جدیدی در تغییر طرح آمریکایی است که نمی‌خواهد بگذارد نیروهای ارتش سوریه و نیروهای هم‌پیمان آن وارد این مناطق درگیری شده و به منطقه التنف برسند و آمریکا می‌خواهد خودش بر البوکمال مسلط شود.

این مقام مخالف سوری گفت: نیروهای ما از هفتم ماه مه به همراه نیروهای آمریکایی در نزدیکی ایست بازرسی ظاظا مستقر شده‌اند تا بر جاده خاکی از فرودگاه السین در القلمون شرقی به سمت منطقه التنف تسلط یابند و مانع از پیشروی نیروهای نظام و نیروهای حشد شعبی شوند.

وی فاش کرد، تجهیزات نیروهای حشد شعبی شامل شبه‌نظامیان الأبدال، گردان‌های سید الشهداء، نیروهای جعفری در محور التنف در نزدیکی گذرگاه التنف دیده می‌شوند و این نیروها عمدتا در القلمون شرقی و سویداء مستقر هستند.

همچنین فرمانده گروه “اسود الشرقیه” وابسته به ارتش آزاد سوریه به نام “طلال سلامه ابو فیصل” مدعی است، هدف نظام سوریه از پیشروی به سمت صحرا از سمت مرزهای سوریه و اردن به رغم حمله هوایی که به شبه‌نظامیان عراقی اخیرا انجام شد، حمایت از برنامه رسیدن به گذرگاه التنف در مرزهای سوریه و عراق است.

ابوفیصل به سایت عربی ۲۱ ادعا کرد: نظام سوریه همچنان در حال انتقال تجهیزات نظامی و نیروهای حشد شعبی به مناطق شهرک السبع بیار و ظاظا به منظور گشودن مسیری زمینی است که ایران را با لبنان مرتبط سازد و هدف از آن تسلط بر مثلث استراتژیک ظاظا است که در اتوبان بغداد و دمشق است و آن در راستای قرارداد با روس‌ها است که برای آنها تسلط بر چاه‌های نفت دیرالزور را تضمین می‌کند.

در این راستا یک نیروی حشد شعبی نیز فاش کرد، نیروهای نروژی و آمریکایی اخیرا از عراق وارد منطقه التنف شده‌اند.

این فرمانده حشد شعبی در محور گذرگاه الولید عراق که روبروی گذرگاه التنف است، از ملحق شدن نیروهای نروژی به نیروهای مستقر در گذرگاه التنف خبر داد.

نیروهای انگلیسی، جمهوری چک، آلمانی، هلندی به همراه ۱۰۰ نیروی آمریکایی از آوریل در پایگاه التنف مستقر هستند و قصد آزادسازی البوکمال و دیر الزور را از دست داعش دارند.

پیشتر ژنرال جوزف دانفورد، از پیشنهادی به ارتش روسیه برای اجتناب از درگیری آمریکا با روسیه در منطقه اطراف شهر دیرالزور تا رودخانه فرات پرده برداشته بود که گویا روسیه نیز از آن استقبال کرده است.

آمریکا این منطقه را متشکل از دیرالزور، تا دره رودخانه فرات و القائم که در خاک عراق قرار دارد را به عنوان کانون مهم بعدی جنگ یا گروه تروریستی داعش اعلام کرده اما نیت واقعی آنها قطعا این نمی‌تواند باشد. آمریکا در واقع می‌خواهد هرگونه حضور نیروهای هم‌پیمان ارتش سوریه و حشد شعبی را در منطقه التنف مهار کند.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

ترامپ حقوق بشر در عربستان را به ۱۱۰ میلیارد دلار فروخت!

[ad_1]

دونالد ترامپ،‌ رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی مهم خود در عربستان “شکوه و عظمت” پادشاهی را تحسین کرد و به صراحت گفت که آمریکا نمی‌خواهد به عربستان به رغم سابقه وحشتناک حقوق بشری‌اش درس علنی بدهد.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، ترامپ گفت: ما اینجا نیامدیم به مردم کشوری دیگر بگوییم چطور زندگی کنند، چه کاری انجام دهند، چه کسی باشند یا چه دینی داشته باشند.

با این حال عدم اشاره مستقیم به رفتار عربستان در قبال زنان و مخالفان سیاسی در طول سفر دو روزه وی شگفت‌آور بود و او برخلاف این مساله به شکلی گرم خاندان سلطنتی عربستان را پذیرفت.

تنها جایی که ترامپ وضعیت حقوق بشری را تصدیق کرد، تقاضایش از رهبران منطقه برای اتحاد در مقابل سرکوب زنان بود.

یک مقام کاخ سفید بعدا گفت: رئیس‌جمهور آمریکا مساله حقوق زنان را در دیدارهای خصوصی خود با مقام‌های عربستان مطرح کرد و خاطر نشان کرد که مقام‌های دولتی آمریکا این موضوع را در مذاکرات پیش از این سفر مطرح کرده بودند.

این در حالی است که باراک اوباما، و جورج دبلیو بوش، دو رئیس‌جمهور قبلی آمریکا با وجود آنکه روابط نزدیکی با عربستان و دیگر کشورهای با سابقه بد حقوق بشری در خاورمیانه برقرار کرده بودند اما در سخنرانی‌هایشان به شیوه خود هر یک در ارزش‌های آمریکایی و تعاملاتشان با این کشورها از جمله خود عربستان تاکید کرده‌اند.

اوباما در سال ۲۰۱۴ به ریاض رفت و با زن عربستانی که به گسترش آگاهی عمومی از خشونت خانگی در کشورش می‌پرداخت دیدار کرد و جایزه بین‌المللی زنان شجاع را از جانب وزارت خارجه آمریکا به او داد.

او همچنین در اولین سخنرانی خود در سال ۲۰۰۹ خطاب به جهان اسلام اشارات متعددی به دموکراسی و حقوق بشر کرد.

این در حالی است که زنان در عربستان در معرض محدودیت‌های شدیدی از جمله ممنوعیت رانندگی قرار دارند و براساس قوانین عربستان زنان این کشور اگر بخواهند کارهایی مثل سفر، ازدواج یا دریافت گذرنامه انجام دهند باید رضایت نامه نزدیک‌ترین خویشاوند مرد خود را که به ترتیب از پدر به همسر و حتی پسرشان می‌رسد، دریافت کنند.

عربستان همچنین به طور رایج دست به اعدام مجرمین با سربریدن از جمله در مقابل انظار عمومی‌ می‌زنند.

ایوانکا ترامپ، دختر رئیس‌جمهور آمریکا نیز روز یکشنبه در میزگردی با یک گروه از زنان عربستانی به آنها گفت: در هر کشوری زنان و دختران با موانع فرهنگی، اساسی و سیستماتیک روبرو هستند و این موانع نمی‌گذارند ما زنان به طور کامل در جوامع خود مشارکت کنیم و فرصت‌های واقعی را کسب کنیم و هرکدام از شما می‌دانید که این حقیقت دارد.

کریستین بکرله، یک پژوهشگر عربستان در سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفت: ایوانکا ترامپ نتوانسته کلیت قضیه را در عربستان ببیند.

بکرله اظهار کرد: شما در اینجا نیاز به تغییرات سیاسی جدی دارید تا بتوان قوانینی را که جلوی کارکرد زنان را گرفته‌اند، اصلاح کرد. بدون این کار هرگونه سرمایه گذاری بی‌فایده خواهد بود.

برخی قانونگذاران متعلق به هر دو حزب اصلی آمریکا نسبت به اکراه ترامپ از تاکید علنی بر ارزش‌های آمریکایی در سفرهایش به کشورهایی که مردم خود را آزار می‌دهند، اظهار نگرانی کرده‌اند.

آدام اسکیف، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در شبکه سی‌ان‌ان گفت: من فکر می‌کنم وقتی ما از کسانی که به آزار و محبوس کردن مردم از جمله خبرنگاران پرداخته و اجازه به فعالیت پیروان مذاهب دیگر نمی‌دهند، حمایت می‌کنیم، در آن صورت رهبری جهانی‌ها تضعیف خواهد شد. من فکر می‌کنم این یک اشتباه تاریخی برای ما خواهد بود که از این ارزش‌ها فاصله بگیریم.

سناتور مارکو روبیو که سال گذشته میلادی در حزب جمهوری‌خواه آمریکا رقیب انتخاباتی ترامپ بود گفت: او هرگز به دنبال این نبوده که مساله حقوق بشر را با عربستانی‌ها مطرح نکند.

روبیو اظهار داشت: من در سخنرانی خود حتما به این موضوع اشاره می‌کردم.

او ادامه داد: من فکر می‌کنم این در راستای منافع امنیت ملی ما است که از دموکراسی، آزادی و حقوق بشر حمایت کنیم و بگوییم که به این چیزها یک شبه نمی‌توان دست یافت.

با این حال در سفر ترامپ به عربستان حقوق بشر کاملا کنار گذاشته نشده بود.

رکس تیلرسون،‌ وزیر امور خارجه آمریکا که روز شنبه در عربستان به ایران و رئیس‌جمهور جدیدش به دلیل آنچه که سیاست‌های سرکوبگرانه خواند،‌ تاخت، زمانیکه خبرنگاران به پرسش‌های مربوط به سوابق حقوق بشری عربستان  از جمله عدم اجازه به رانندگی زنان در این کشور رسیدند، او واکنشی نشان نداده و آنها را نادیده گرفت.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

ترامپ، واعظی که به کشورهای اسلامی درس سازش و برابری داد!

[ad_1]

از جمله مهم‌ترین نکات نشست سران کشورهای عربی، اسلامی و آمریکایی که روز یکشنبه در ریاض برگزار شد، این بود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که ۴۸ درصد آمریکایی‌ها به خاطر نژادپرستی‌اش خواهان برکناری‌اش هستند، بالای منبر رفت و ادای واعظی را درآورد که به تسامح و برابری دعوت می‌کند! او برای رهبران عربی که مثل “بچه‌ مدرسه‌هایی” که آن‌ها را گردهم آورده بودند، چگونگی مبارزه با تروریسم، خشکاندن منابع آن، عدم ایجاد پناهگاه‌های امن برای تروریست‌ها، قطع تمامی حمایت مالی و سیاسی و رسانه‌ای از آنها را درس داد.

به گزارش ایسنا، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه مستقل رأی الیوم در تحلیلی درباره نشست سران اسلامی، عربی و آمریکایی در ریاض نوشت: دونالد ترامپی که توجه رسانه‌ای، سیاسی و مردمی بیشتر به زن و دختران زیبایش معطوف شده بود تا خود وی، در سخنرانی‌اش در درجه نخست بر “تروریسم اسلامی” متمرکز شد و تأکید کرد که کشورهای اسلامی باید مسئولیت مبارزه با آن را برعهده بگیرند.

وی از لزوم حمایت از فرهنگ همزیستی با دیگران صحبت و بر لزوم مقابله با بحران تندروی و “تروریسم اسلامی” تأکید کرد. ترامپ، اردن و ترکیه را به دلیل میزبانی از آوارگان سوری ستود و سیاست‌های نژادپرستانه خود درباره مخالفت با همزیستی با مسلمانان و بستن درهای کشورها به روی مهاجران سوری را که در واقع می‌تواند زمینه‌ساز گسترش تندروی باشد، به دست فراموشی سپرد.

جنگ‌ها و مداخله‌های آمریکا در منطقه عرب‌نشین و جهان اسلام خونین‌ترین انواع تروریسم بوده‌اند. تروریست‌هایی که ترامپ از آن‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید که خدا را نمی‌پرستند تنها تعداد اندکی را کشته‌اند حال آنکه جنگنده‌ها و موشک‌های آمریکا در عراق، سوریه، لیبی، یمن و افغانستان تعداد زیادی را کشته‌اند.

اگر بخواهیم ارزیابی دقیق‌تر و عملی‌تری برای مراسم استقبال از ترامپ در ریاض داشته باشیم باید به نکات زیر اشاره کنیم:

اول: پافشاری ترامپ بر حمله به حزب الله و جنبش حماس به این ادعا که “تروریستی” هستند، نشان می‌دهد که هدف واقعی این نشست جنایتکار دانستن مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل و مقدمه‌ای برای گردهم آوردن جهان اسلام جهت مقابله با آن و تشکیل “ائتلاف اسلامی ناتو” برای انجام این مأموریت است.

دوم: تندروی از نظر ترامپ و میزبانانش به معنای دشمنی با اسرائیل و آمریکا و میانه‌روی به معنای رفتن به زیر پرچم این دو و قبول تمامی سیاست‌های آن‌ها به عنوان یک هم‌پیمان قوی است.

سوم: ایرانی که ترامپ می‌گوید تنش و آشوب و ویرانی به بار آورده و درگیری طایفه‌ای را در منطقه تشدید می‌کند و نوک پیکان حمایت از تروریسم است، دشمنی است که باید با او مبارزه کرد نه اینکه با اسرائیل میانه‌رو و متمدن مبارزه کرد!

چهارم: محمود عباس، رئیس‌ تشکیلات خودگردان فلسطین در این نشست فرصتی برای سخنرانی به او داده نشد و حتی کسی وجود او را احساس نکرد این به معنای به حاشیه راندن کامل مساله فلسطین در این نشست و در مرحله آتی برای ممانعت از در تنگنا قرار دادن ترامپ و شاید اسرائیل بوده است هرچند که عباس نیز یکی از آن‌هاست و شاید بیشتر از ترامپ تمایل داشته باشد که اسرائیل را خشمگین نکند.

نشست کشورهای اسلامی و ترامپ هرگز آن طور که ترامپ گفته بود آغاز صلح در خاورمیانه و جهان نخواهد بود و تا زمانی که ظلم و ستم‌هایی که تروریسم به جا نهاده همچنان پابرجاست و همگی ناشی از سیاست‌های جانبدارانه آمریکا درباره حمایت از اسرائیل هستند، این نشست آغاز جنگ علیه تروریسم نخواهد بود.

ترامپ با دار و دسته‌اش با طلا، نقره، پول‌های عربستان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به کاخ سفید باز خواهد گشت. او به قراردادهای اقتصادی و نظامی به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار دست یافته که صدها هزار و شاید میلیون‌ها فرصت شغلی را برای آمریکایی‌ها و نه اعراب و مسلمانانی که میزبانش بودند و با بزرگواری از او پذیرایی کردند، ایجاد کند.

ترامپ جنگ علیه تروریسم را آغاز نکرد بلکه جنگ طایفه‌ای در جهان اسلام را آغاز کرد و آن جنگی است که ما به عنوان اعراب و مسلمان صرف نظر از نژاد و مذهب‌مان مهم‌ترین قربانیان آن هستیم.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

چرا خروج مخالفان سوری از حمص بسیار مهم است

[ad_1]

روز گذشته شهر حمص پس از حدود 5 سال به طور کامل از اشغال نیروهای مخالف سوری خارج شد؛ شهری که برای اولین بار در آن نیروهای موسوم به مخالفان به تقابل با بشار اسد و دولتش پرداختند.

به گزارش ایسنا، از همان روزهای آغازین جنگ و درگیری در سوریه چندین نقطه هم برای مخالفان و هم برای دولت این کشور بسیار حائز اهمیت بود. در میان چندین منطقه و شهر، حمص همواره اهمیتی اقتصادی، جغرافیایی و استراتژیک داشته که در مرکز یک منطقه حاصلخیز کشاورزی و در کنار رود “عاصی” شکل گرفته است و تنها راه طبیعی ارتباطی میان ساحل مدیترانه کشور سوریه و مرکز آن محسوب می‌شود.   

الکساندر گوریف، تحلیلگر روس مسائل بین‌المللی هم‌زمان با خروج آخرین گروه مخالفان روسی از شهر حمص به مقصد جرابلس  در گفت‌وگو با خبرگزاری اسپوتنیک، درباره اهمیت این استان می‌گوید: آخرین گروه از مخالفان سوری از منطقه الوعر حمص در حالی صورت گرفت که بسیاری از غیرنظامیان ترجیح دادند در شهر و خانه خود بمانند. پس از آنکه خنثی‌کنندگان مین و گروه‌های پاکسازی وارد این منطقه شوند تصمیم‌گیری خواهد شد که آیا نمایندگان رسانه‌ها می‌توانند در این منطقه که تازه‌ترین نقطه آزاد شده محسوب می‌شود، حضور یابند یا خیر.

مرحله یازده و نهایی خروج شبه‌نظامیان از حمص روز شنبه با خروج بیش از 2500 تن از این شهر شامل 700 شبه‌نظامی آغاز شد.

پیش از این در 13 مارس مقامات روسی و گروه‌های شبه‌نظامی با میانجی‌گری روسیه در حمص به توافقی دست یافتند که به موجب آن شبه‌نظامیان و خانواده‌هایشان توانستند طی مراحلی ضمن تضمین امنیتشان از این شهر خارج شوند.

گوریف در ادامه اظهاراتش درباره اهمیت این منظقه در سوریه به ویژه در دوران جنگ بیان می‌کند: حمص مرکز دوفاکتوی گروه‌های افراطی بود. در سال 2011 این شهر به اولین شهری تبدیل شد که در آن گروه‌های موسوم به مخالفان به تقابل با اسد و دولتش پرداختند.

این مدیر مرکز موسسه برنامه‌ریزی استراتژیک خاطرنشان می‌کند که این گروه‌های افراطی اکنون تمرکز نیروهای خود را به ادلب به عنوان هدف بعدی خود معطوف خواهند کرد.

وی هم‌چنین در گفت‌وگو با شبکه خبری راشاتودی ضمن اشاره به تداوم درگیری‌ها در سوریه می‌گوید: آزادی حمص معنی بسیار مهم سیاسی دارد. جنگ در سوریه سراسر خاورمیانه از عراق و ایران و افغانستان تا پاکستان و ترکیه را درگیر خود کرده است. با وجود اینکه شاید در برخی از این کشورها اقدامات مستقیم نظامی وجود نداشته باشد اما آن‌ها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در جنگ سوریه درگیر شده‌اند.

اکنون دیدگاه مشترک بسیاری از تحلیلگران در کنار گوریف این است که مهم‌ترین وظیفه نیروهای دولتی، آزاد کردن تمامی کشور و بازپس‌گیری یک به یک شهرهای آن است چرا که هنوز مناطق گسترده‌ای وجود دارند که کنترل آن‌ها را مخالفان در دست دارند.

یکی از مهم‌ترین مناطقی که ارتش سوریه هم‌چنان در آزادسازی آن ناکام بوده و اکنون با توافق ماه گذشته سوریه، روسیه و ایران به منطقه “کاهش تنش” تبدیل شده است در فاصله اندکی در شمال منطقه آزاد شده الوعر قرار دارد و با توجه به ممنوعیت پرواز بر فراز منطقه کاهش تنش، آزادسازی این منطقه گسترده که از شمال به حماء می‌رسد، تقریبا غیرممکن به نظر می رسد.

این توافق همچنین مساله تعلیق درگیری‌ها میان نیروهای دولتی سوریه و گروه‌های مسلح مخالف در داخل این مناطق و ایجاد شرایط برای دسترسی کمک‌های انسانی، کمک‌های پزشکی و بازگشت غیرنظامیان آواره به خانه‌هایشان و بازسازی زیرساخت‌های آسیب دیده را مدنظر قرار داده است.  گسترده‌ترین منطقه کاهش تنش شامل استان ادلب و مناطق مجاور در استان‌های حما، حلب و لاذقیه می‌شود. سه منطقه دیگر نیز در استان حمص، منطقه غوطه شرقی در شرق شهر دمشق و همچنین منطقه‌ای واقع در مرز اردن در جنوب سوریه است.

این منطقه که در شمال حمص و جنوب حماء قرار دارد از آن جهت بسیارحائز اهمیت است که تقریبا مهم‌ترین شاه‌راه‌های استان حمص از آن عبور می‌کنند و تنها را دسترسی نیروهای ارتش سوریه به شمال سوریه و حلب نیز از کنار آن عبور می‌کند. با توجه به این مساله که این منطقه هم‌چنان در اختیار مخالفان قرار دارد تامین امنیت راه شمال نیروهای دولتی بسیار دشوار است و هزینه‌های بسیاری را به نیروهای دولتی سوریه تحمیل می‌کند. 

خروج مخالفان سوری از حمص

انتهای پیام    

[ad_2]

لینک منبع

پول، جنگ، تروریسم؛ ترامپ به دنبال چیست؟

[ad_1]

“مثل گاو شیرده‌ای است که تا شیر داشته باشد آن را می‌دوشیم” این شاید یکی از بهترین جملات ترامپ در رابطه با عربستان باشد که به خوبی نیتش را در سفر به عربستان نشان می‌دهد؛ نیتی که باید گفت در کنار دیگر انگیزه‌های سفر او ملغمه‌ای از جمع اضداد است.

به گزارش ایسنا، ترامپ بالاخره پایش را از آمریکا بیرون گذاشت و اولین سفر خارجی خود را به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آغاز کرد؛ سفری که همانند بسیاری دیگر از کارهای او در آن تلاش شده تا از چارچوب‌های عادی خارج باشد. ترامپ برخلاف اسلاف خود به پاریس، لندن یا تورنتو نرفت؛ او با شعار مبارزه با تروریسم، صلح و گفت‌وگو بین ادیان سفرش را با کشوری آغاز کرد که به اذعان خود آمریکایی‌ها مهد تروریسم نوین است و خاستگاه افراط‌گرایی قدیم.

ترامپ در ادامه سفرش به فلسطین اشغالی می‌رود تا با نتانیاهو راه‌های رسیدن به صلح را بررسی کند و از آنجا راهی واتیکان می‌شود تا از برابری همه انسان‌ها و ادیان سخن بگوید و در پایان به سیسیل می‌رود و در میان بزرگان اقتصاد دنیا برای توزیع عادلانه ثروت در جهان به ایراد نطق می‌پردازد! اینکه در ابتدا گفته شد که سفرش ملغمه‌ای از جمع اضداد است، به همین خاطر است.

در همین ابتدا باید گفت مقاصدی که ترامپ برای این سفر انتخاب کرده یا مسائلی که به آن خواهد پرداخت با اهداف اعلام شده و کارنامه گذشته ترامپ کاملا متناقض است؛ ترامپ مبارزه با تروریسم را در عربستان می‌جوید، در فلسطین اشغالی و در کنار نتانیاهو به دنبال صلح است و در واتیکان از ایده برابری ادیان و آزادی دفاع می‌کند.

سفر چند روزه ترامپ از چند بعد قابل بررسی است؛ بعد داخلی که بیشتر افکار عمومی در آمریکا را هدف گرفته، بعد نظامی و امنیتی که در آن به دنبال راضی نگه داشتن اعراب و البته تامین امنیت اسرائیل است و بالاخره مسائلی مالی که شاید بتوان آن را مهمترین هدف ترامپ خواند.

ترامپ اولین سفر خود را به عنوان یک سفر دینی آغاز کرده که برای افکار عمومی در آمریکا یک پدیده جدید است. او به پایتخت‌های اروپایی هم‌پیمان آمریکا نرفت بلکه به عربستان مهد آغاز اسلام رفته است و از آنجا به قدس اشغالی به عنوان مقدس‌ترین شهر یهودیان خواهد رفت و در مقصد بعدی واتیکان را انتخاب کرده؛ پایتخت مسیحیت؛ در واقع ترامپ درصدد القای این تفکر به مخاطبان داخلی خود است که او به دنبال گفت‌وگو بین ادیان و تعامل میان اندیشه‌های مختلف است که با اقدامات عملی ترامپ در زمینه نژادپرستی و به ویژه اسلام هراسی در تضا کامل است، یادمان نرفته که او همان کسی است که پیش از ریاست جمهوری در کمپین‌های تبلیغاتی و بعد از ورود به کاخ سفید بارها بر مسلمانان تاخت و آنها را تروریست خواند و آن محدودیت‌های جنجالی را برای اتباع 7 کشور مسلمان ایجاد کرد.

تدارک گسترده برای دیدار ترامپ با رهبران کشورهای اسلامی و تعداد قابل توجه شرکت کنندگان (رهبران 55 کشور عربی-اسلامی) در این نشست به خوبی نشان می‌دهد که واشنگتن تا چه میزان به آن به عنوان عاملی که باعث می‌شود دیدگاه‌ها درباره ترامپ و مقوله اسلام‌هراسی‌اش تغییر کند، حساب باز کرده است. ترامپ مسلمانان را تروریست می‌خواند و از ورود مسلمانان به آمریکا جلوگیری می‌کند و حال قرار است در ریاض برای رهبران کشورهای اسلامی افاده فضل کند و راه‌های مقابله با “افراط‌گری اسلامی” را بررسی کند.

مساله دوم این تناقض همان طور که پیشتر هم گفته شد انتخاب عربستان به عنوان اولین مقصد سفرهای خارجی ترامپ است. عربستان بنابر آمار و اعلام نهادهای حقوق بشری جهانی یکی از سیاه‌ترین سابقه‌ها را در زمینه حقوق بشر دارد. تعداد اعدام‌،‌ سرکوب آزادی رسانه،‌ فقدان قدرت مردم در تعیین سرنوشت، جنگ افروزی، حمایت پنهان از جریان‌های رادیکال همه و همه بخش‌هایی از موارد نقض حقوق بشر در عربستان است؛ عربستان طرفی است که جنگ خونین یمن را به راه انداخته و هزاران غیرنظامی را مستقیم یا غیرمستقیم به کام مرگ کشانده است. حال ترامپ در این سفر قرار است توافقی به ارزش 110 میلیارد دلار را با سعودی‌ها برای فروش سلاح و مهمات امضا کند؛ نکته جالب در این توافق نادیده گرفته شدن حقوق بشر و توجه به امنیت اسرائیل است.

در بسته پیشنهادی آمریکا برای عربستان انواع موشک و بمب که در حال حاضر تنها محل استفاده از آنها یمن است در نظر گرفته‌ شده است،‌ کشتی‌های جنگی برای تقویت توان سعودی‌ها در بسط سیطره خود بر دریای سرخ و به تبع آن تقویت محاصره دریایی یمنی آمده است و سامانه‌های ضد موشکی برای کاستن از نگرانی‌های ریاض از توان موشکی ایران، همه اینها در این ابر قرارداد نظامی هست اما از جنگنده اف 35 که سعودی‌ها آن را در رویاهای خود می‌بینند و دست‌کم بر روی کاغذ می‌تواند امنیت اسرائیل را به خطر بیندازد، خبری نیست.

این کمک آشکار ترامپ به سعودی‌ها نه تنها باعث افزایش حملات آنها به یمن از لحاظ کمی‌خواهد شد بلکه یک حمایت معنوی بسیار قوی برای عربستان است که دست خود را در سرکوب حوثی‌ها در یمن بازتر ببیند. همین دیدگاه ترامپ که منافع آمریکا را در اولویت همه چیز و حتی جان هزاران انسان قرار داده یقینا باعث کشته شدن تعداد بیشتری انسان در یمن و چه بسا نقاط دیگری در جهان شود.

انگیزه اقتصادی یکی دیگر از قوی‌ترین دلایل ترامپ برای رفتن به عربستان است؛ علاوه بر توافق 110 میلیاردی دلاری فروش سلاح، عربستان و عده سرمایه گذاری 45 میلیارد دلاری در اقتصاد آمریکا را نیز داده است؛ در واقع ترامپ در این سفر به وعده‌های خود برای دوشیدن عربستان به خوبی عمل کرده است.

ترامپ بعد از عربستان راهی اسرائیل می‌شود تا مذاکرات صلح خاورمیانه را احیا کند؛ دو مانع بزرگ یا بهتر بگویم تناقض بزرگ در این مسئله نیز به چشم می‌آید؛ اول موضع ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا به قدس است که از خطوط قرمز فلسطینیان است و دوم انتخاب دیوید فریدمن، به عنوان سفیر ایالات متحده در قدس. فریدمن در میان دیپلمات‌های آمریکا یکی از نزدیک‌ترین افراد به اسرائیل و از حامیان پروپاقرص انتقال سفارت آمریکا به قدس است که در این زمینه حتی گوی سبقت را از ترامپ هم ربوده است. به این موضوع قدرت نفوذ بالای جارد کوشنر، داماد یهودی ترامپ را نیز باید اضافه کنیم.

در واقع باید گفت که علاوه بر خود ترامپ که یکی از جدی‌ترین رئیس‌جمهورهای آمریکا در دفاع از اسرائیل است، اطرافیان و تیم او برای تعامل با قضیه فلسطین نیز تقریبا همه از دشمنان قسم خورده فلسطینیان هستند.

ترامپ در پایان سفر خود به واتیکان می‌رود تا ایده گفت‌وگوی ادیان خود را تکمیل کند و از آنجا راهی سیسیل می‌شود تا در نشست 7 اقتصاد برتر دنیا شرکت کند؛ این نشست ترامپ نیز همانند دیدارهای پیشین او خالی از ابهام نیست. او در حالی که شعار “اول آمریکا” را سرلوحه کار خود قرار داده، در نشست‌های اقتصادی، بسیار بیشتر از سلف خود توانش را برای تامین منافع ایالات متحده به کار می‌گیرد تا جایی که حتی کار به سهم آمریکا از بودجه سازمان ملل و نهادهای امداد رسان جهانی هم کشیده شده است که عمدتا برای کمک به بحران‌های بزرگ انسانی در دنیا اختصاص داده می‌شود. مقامات آمریکایی بارها از تلاش خود برای کاهش هزینه‌های آمریکا در این زمینه سخن گفته‌اند و اینکه بتوانند بخشی از وظایف خود را به گردن دیگر قدرت‌های اقتصادی بیندازد.

درست است که شاید ترامپ به همه اهداف اعلام شده و نیات واقعی خود در این سفرها دست نیابد، اما تاریخ جهان نشان داده که هرجا پول و قدرت کنار هم باشند باید جانب احتیاط را نگه داشت.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع

مواضع ضد ایرانی و دوستی با اسرائیل از برنامه‌های نشست سران اسلام در ریاض

[ad_1]

یک پژوهشگر متخصص درخصوص مسائل عربستان در مقاله‌ای نوشت: عربستان از اجلاس سران کشورهای اسلامی که قرار است فردا یکشنبه در ریاض با حضور دونالد ترامپ برگزار شود می‌خواهد به مواضعی علیه ایران برسد.

به گزارش ایسنا، به نقل از روزنامه مستقل رای الیوم، سیمون هندرسون، پژوهشگر متخصص درخصوص مسائل عربستان مقاله‌ای را در پایگاه پژوهشکده واشنگتن در امور خاور نزدیک منتشر و در این مقاله گفت که پیش‌بینی می‌شود برخی از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس اشاره‌هایی برای عادی سازی روابط با اسرائیل نشان دهند که چه بسا بر اساس آن، خطوط تماس مستقیمی با اسرائیل ایجاد شود و همچنین تبادلات تجاری علنی بیشتری میان طرف‌ها صورت بگیرد و یا به هواپیماهای اسرائیلی اجازه عبور از حریم هوایی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس داده شود.

وی گفت که کشور امارات در راس کشورهایی است که خواهان عادی سازی روابط با اسرائیل است و مسئولان اماراتی به اسرائیل اجازه داده‌اند تا هیئتی را به آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر که مقرش در ابوظبی است، بفرستد.

سیمون هندرسون گفت که نیروهای هوایی امارات در رزمایش‌های مشترک با نیروهای هوایی اسرائیل در یونان در ماه مارس گذشته شرکت کردند.

وی همچنین تصریح کرد که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تبادلات تجاری غیرعلنی با اسرائیل دارند و دست کم یک کنسولگری اسرائیل در یکی از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس برای تسهیل در این تبادلات تجاری ایجاد شده است.

این پژوهشگر همچنین تصریح کرد که روزنامه “Arab News” که به زبان انگلیسی چاپ می‌شود و متعلق به گروه رسانه‌ای است که سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان مالکیت آن را برعهده دارد، مقاله‌ای را با عنوان “دشمنِ دشمن من دوست من است”، منتشر کرد که منظور از “دشمن”، ایران و منظور از دوست، اسرائیل است.

این نویسنده اظهار کرد که ریاض زمانی که از تمایل خود برای خرید سامانه ضد موشکی “THAAD” صحبت کرد، ابتکار عمل مثبتی را در قبال اسرائیل نشان داد چراکه استقرار این سامانه‌ها در داخل عربستان ممکن است “اسرائیل را نیز از حملات موشکی ایران در امان نگه دارد”.

در همین حال، وی تصریح کرد که عربستان از نشست سران “اسلامی” که در ریاض در جریان سفر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا تشکیل می‌شود، می‌خواهد که میزان قدرت و عمق مخالفت کشورهای اسلامی با اسلام شیعی انقلاب اسلامی در ایران را نشان دهد.

این نویسنده تصریح کرد، تعدادی از رهبرانی که در نشست سران شرکت می‌کنند، احتمالاً آماده موافقت با همگرایی خصومت آمیز علیه ایران نیستند که از جمله این افراد، نواز شریف، نخست وزیر پاکستان است که تصریح کرده پاکستان تمایل دارد با توجه به اوضاع متشنج در مرزها میان ایران و پاکستان، موضع بی‌طرفی نسبت به ایران داشته باشد.

سیمون هندرسون گفت که عراق (که فواد معصوم، رئیس جمهور نمایندگی این کشور را در این کنفرانس سران برعهده خواهد داشت)، نیز تمایل ندارد که وارد هیچ خصومتی علیه ایران شود.

وی با بیان اینکه مشارکت سلطان قابوس از عمان در این نشست سران امری بعید است، خاطرنشان کرد که سلطان قابوس به دلیل جنگ عربستانی‌ها علیه یمن، از ریاض ناراضی است.

انتهای پیام

[ad_2]

لینک منبع